تبليغاتX
دبستانی ترین احساس من
مسایل آموزشی و تربیتی

به گزارش روابط عمومی دانشکده علوم پزشکی گراش مهدی محسن زاده رییس دانشکده پیراپزشکی از اخذ مجوز رشته های جدید برای دانشکده پیراپزشکی گراش خبر داد. محسن زاده با بیان این مطلب که با پیگیریهای مستمر دانشکده پیراپزشکی ، موفق به اخذمجوز رشته های کارشناسی ناپیوسته علوم آزمایشگاهی، اتاق عمل و هوشبری شده ایم این موفقیت را به همکاران و مردم شریف گراش تبریک گفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 13:15  توسط مجید محبی | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:4  توسط مجید محبی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:41  توسط مجید محبی | 

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري

باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ،

حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد .

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي

به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در

آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او

راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت

عــــريان و زشت است ، اما دروغ در

لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان

مي شود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 20:52  توسط مجید محبی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 22:59  توسط مجید محبی | 

 

کودک نابغه شما این ۱۰ نشانه را دارد؟!

 

بسیاری از پدران و مادران پیشاپیش رویای پیشرفت کودک خردسال خود را در سر می پرورانند اما بیشتر کودکان فقط از نظر والدین خود نابغه هستند. با وجود این برخی کودکان واقعا بااستعداد هستند؛ آیا کودک شما نیز جزء این گروه است؟ دستورالعمل های محدودی هستند که نبوغ و استعداد کودکان را نشان می دهند که در ادامه به ۱۰ مورد از آنها اشاره می شود:

 

▪ دامنه لغات پیشرفته: این که کودک زود به حرف بیاید به تنهایی نمی تواند نشانه نبوغ و استعداد او باشد، اما اگر او از لغات و جملات پیشرفته استفاده کند، احتمالا به همان باهوشی است که فکرش را می کنید. یک کودک ۲ ساله معمولی می تواند جمله ای مانند «یک سگ آنجاست» را به زبان بیاورد اما یک کودک نابغه این جمله را می گوید: «یک سگ قهوه ای در حیاط پشتی است و دارد گل ها را بو می کند.»

 

▪ درک مفاهیم پیچیده: کودکان بسیار باهوش می توانند مفاهیم پیچیده را درک کنند، از روابط گوناگون سر در بیاورند و انتزاعی فکر کنند. آنها مشکلات را عمیقا می فهمند و به راه حل ها می اندیشند.

 

▪ توجه به جزئیات: یک کودک نابغه اشتیاق فراوانی نسبت به جزئیات نشان می دهد. کودکان بزرگ تر ممکن است بخواهند درباره جزئیات و چگونگی عملکرد یک وسیله اطلاعاتی داشته باشند اما یک کودک خردسال نابغه می تواند یک اسباب بازی را دقیقا سر جای خودش قرار دهد و اگر چیزی در جای اصلی خودش قرار نگرفته باشد، متوجه می شود.

 

▪ طیف وسیع علاقه مندی ها: کودکان با استعداد به موضوعات گوناگونی علاقه نشان می دهند. یک ماه ممکن است از دایناسور ها خوش شان بیاید و ماه بعد به سراغ مباحث فضایی و... بروند.

 

▪ حفظ اطلاعات: اصطلاح «این گوش در و آن گوش دروازه» در مورد بسیاری از کودکان صدق می کند و کودکانی که جزء این گروه نیستند، قادر به حفظ دامنه گسترده ای از اطلاعات بوده و می توانند بعد ها نیز آنها را به خاطر بیاورند. از جمله نمونه های مشاهده شده در این زمینه می توان به کودک ۶ ساله ای اشاره کرد که پس از یک گردش تفریحی در موزه فضایی توانست یک راکت فضایی را دقیقا به تصویر بکشد.

 

▪ استعداد در زمینه هنر و موسیقی: کودکانی که استعداد غیرعادی در زمینه هنر و موسیقی از خود نشان می دهند اغلب با استعداد و نابغه هستند. کودکان خردسالی که با رعایت پرسپکتیو (تناسب دور و نزدیک) نقاشی می کشند،کارشان عالی است یا درک بالایی از رشته های گوناگون هنری دارند، در زمره کودکان با استعداد قرار می گیرند.

 

▪ حافظه خوب و قوی: بعضی از کودکان بااستعداد می توانند وقایعی را از گذشته (دوران طفولیت) خود به یاد بیاورند. مثلا یک کودک ۲ ساله نابغه ممکن است اتفاقی را که در ۱۸ ماهگی برای او روی داده به یاد بیاورد.

 

▪ توانایی خواندن و نوشتن در سنین پایین: اگر کودک شما به طور غریزی باهوش باشد، احتمالا خیلی زود بدون این که آموزش رسمی دیده باشد، توانایی خواندن و نوشتن را پیدا می کند.

 

▪ تمرکز بالا و طولانی مدت: کودکان را با بی دقتی و بی توجهی می شناسند اما گروه نابغه می توانند به مدت طولانی تمرکز خود را حفظ کنند.

 

منبع:مجله شهرزاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 23:52  توسط مجید محبی | 
سلام خدمت همه ی دوستان گلم.

سالي سرشار از سلامتي و شادي همراه با موفقيت براتون آرزو مي كنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 15:54  توسط مجید محبی | 

مي گويند در زمانهاي دور پسري بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمي توانست با دستانش كار با ارزشي انجام دهد. اين پسر هر روز به كليسايي در نزديكي محل زندگي خود مي رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگي كه در حياط كليسا قرار داشت خيره مي شد و هيچ نمي گفت. روزي شاهزاده اي از كنار كليسا عبور كرد و پسرك را ديد كه به اين تكه سنگ خيره شده است و هيچ نمي گويد. از اطرافيان در مورد پسر پرسيد. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حياط كليسا مي آيد و به اين تكه سنگ خيره مي شود و هيچ نمي گويد.

شاهزاده دلش براي پسرك سوخت. كنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جاي بيكار نشسستن و زل زدن به اين تخته سنگ، بهتر است براي خود كاري دست و پا كني و آينده خود را بسازي.»

پسرك در مقابل چشمان حيرت زده شاهزاده، مصمم و جدي به سوي او برگشت و در چشمانش خيره شد و محكم و متين پاسخ داد: «من همين الان در حال كار كردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خيره شد.

شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ يك مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه اي كه هنوز هم جزو شاهكارهاي مجسمه سازي دنيا به شمار مي آيد.

نام آن پسر «ميكل آنژ» بود!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 15:44  توسط مجید محبی | 

 نشریه ای به اسم آشنا اتفاقی جایی خواندمش مطلب زیبایی داشت  خالی ازلطف نیست که شما هم بخوانید.

 اشاره: تا به حال از خودتان پرسيده ايد که اين همه شهيدی که جان شان را گذاشتند کف دستهايشان و بی هيچ منتی دست خالی ايستادند جلوی همه دنيا، چه کاره بوده اند؟ خيلی ها هنوز تصورشان اين است که خب اين آدم ها يا خودشان نظامی بوده اند يا اصلاً کار خاصی نداشته اند که به جبهه رفته اند!

 ما ميان اين شهدا، دکتر و مهندس و نماينده مجلس، استاندار و شهردار و غيره کم نداريم.

آن ها بهانه شان اين نبود که؛ اين مملکت به ما احتياج دارد و ما بايد فداکاری کنيم و بمانيم و درس بخوانيم! يا اين که بگويند؛ ای بابا اين همه درس نخوانديم که بشويم خوراک توپ و تانک دشمن! آن ها که پشت پا زدند به همه مال و مقام دنيا، خيلی هايشان يا موقعيت های خوبی داشتند، يا می توانستند موقعيت های خوبی داشته باشند.

حيف مان آمد از مردان و زنان بزرگی حرف نزنيم که از کار و زندگی شان دل کندند و پر کشيدند... اين همان نکته ای است که شايد برخی از ما اين روزها از آن غافليم و شايد در برخی مواقع برای رسيدن به منصب يا شغل مورد نظر، آخرت مان را از دست بدهيم!

 مهندس

 1400 شهيد مهندس داريم. اسم مهندس شهيد که می آيد، ناخودآگاه به ياد مهندس چمران می افتيم يا مهندس تندگويان،( وزير نفت مان) يا شهيد وزوايی و يا حتی شهيد مهندس علی انصاری که استاندار گيلان بود. يکی از اين مهندس های شهيد، «محمد طرحچی طوسي»است. بچه مشهد بود و از آن آدم های باهوش و آينده دار. در رشته مکانيک از دانشگاه پلی تکنيک تهران فارغ التحصيل شد. با فرمان تاريخی امام؛ برای تشکيل جهاد سازندگی در فاصله کم تر از پنج روز به جهاد سازندگی پيوست. او از جمله بنيان گذاران و موسسان جهاد و پشتيبانی و مهندسی جنگ جهاد در خوزستان بود. در همان ابتدای جنگ هم در جبهه های جنوب حاضر شد و قسمت اعظم کار مهندسی جبهه را به عهده گرفت. اولين خاکريز هايی که در مناطق عملياتی زده شد، کار او بود. شهيد «طرحچی طوسي» در تاريخ 1360/6/12 هنگام خواندن نماز به شهادت رسيد.

 معلم

 اصلاً اين دو کلمه، ناخودآگاه ما را به ياد شهيدمطهری می اندازد! يا يک جورهای ديگر به ياد شهيد همت که اول يک معلم بود و بعدها شد فرمانده جنگ. اما ما معلم هايی داشته ايم که دسته جمعی با شاگردان شان به جنگ رفته اند و يا وقتی ديده اند شاگردان شان به جنگ رفته اند، خودشان هم قلم را زمين گذاشته اند و تفنگ به دوش گرفته اند و يا برعکس، در اين موقعيت هم سرمشق شاگردان شان بوده اند. شهيد «کرم الله رجبي» هم يک معلم بود. در روستای «چهار روستا» از توابع دهدشت تدريس می کرد. تا روستای محل تدريسش چهار پنج ساعتی راه بود و او اين راه سخت و کوهستانی را پياده می رفت. حتی يک بار در همين راه، مسير را گم کرده بود و خرس ها به او حمله کرده بودند؛ او هم خودش را در تنه درختی پنهان کرده بود و متوسل شده بود به ائمه اطهار. همان اوايل مهر 1359 که شنيد جنگ شده، تفنگ به دوش گرفت و به جبهه رفت و سال 1367 بود که شهيد شد.

 شاعر

 اگر شاعری را شغل بدانيد، شغل نامتعارفی است! شاعرها عاشق شمع و گل و پروانه اند؛ جنگ را دوست ندارند. اما پای عقيده که به ميان بيايد، شاعرها هم سلاح به دست می شوند. شهيد«حسين ارسلان» اولين شاعر صاحب اثر دفاع مقدس است. تخلصش «رخشا» بود. تقريباً چهل ساله بود که در 20 آذر 1364 در هورالهويزه، همراه با شاعر همرزمش «ماشاالله صفاري» شهيد شد.

 پزشک

 «دکتر حسين گرگاني نژاد» اولين پزشک شهيد کشور بود،شهیددکترفقیهی که حالا بیمارستان سعدی شیراز رو به نام او تغییر داده اند. شهيد «احمد رضا احدي» هم اگر طعم شهادت را نمی چشيد، شايد حالا يک پزشک معروف و موفق بود. سال 64 در رشته پزشکی قبول شد. همزمان در جبهه حضور داشت و در تمام نبردها از نفرات فعال گردان و دسته ها بود. در مدت 4 سال حضور در جبهه، بارها مجروح شد و سرانجام در عمليات کربلای 5 در اسفند ماه سال 65 به شهادت رسيد. کتاب «حرمان هور» دست نوشته ها و خاطرات اوست که به چاپ دهم رسيده است.

 پرستار

 يکی از اين پرستارها، شهيد«فوزيه شير دل» بود که در روز بيست و پنجم مرداد 1358 در جريان حمله گروهک ضدانقلاب دموکرات به بهداری پاوه و محاصره آن شهيد شد.«شهيد چمران» در وصف رشادت اين پرستار شهيد نوشت: «خداوندا! چه منظره ای داشت اين خانه پاسداران! چه دردناک!... دختر پرستاری که پهلويش هدف گلوله دشمن قرار گرفته بود و خون لباس سفيدش را گلگون کرده بود، 16 ساعت مانده بود و خون از بدنش می رفت و پاسداران هم که کاری از دست شان بر نمی آمد، گريه می کردند... اين فرشته بی گناه، ساعاتی بعد در ميان شيون و زاری بچه ها جان به جان آفرين تسليم کرد. »

عکاس

 عکاس ها مثل شکارچی می مانند. هميشه در پی شکار لحظه های ناب و تأثيرگذارند. تيزبينند و روح لطيفی هم دارند. يک جورهايی سلاح شان همان دوربين شان است. يکی از اين عکاس ها شهيد «داريوش گودرزی نيا» بود که از همان اوايل جنگ برای تهيه عکس و خبر، داوطلبانه به جبهه رفت. شهيد گودرزی اولين عکاس خبرنگاری بود که در تاريخ 29 مهر 1363 شهيد شد.

 دانش آموز

 دانش آموزی شغل نيست؛ اما از حق نگذريم، قسمت بزرگی از حماسه های اين سرزمين را همين دانش آموزان شهيد ساخته اند. شهيد« مهرداد عزيز اللهي» وقتی شهيد شد، ديگر دانش آموز نبود. ديپلم فنی برق را هم زمان با حضور در جبهه گرفته بود؛ اما سيزده ساله بود که با شروع جنگ به جبهه رفت. توی شناسنامه اش دست برد و آن قدر سماجت کرد تا راهش دادند. حتی کمی سن و سالش باعث شده بود که ساک دستی اش تعادل راه رفتنش را به هم بزند؛ اما می گويند فلفل نبين چه ريزه... عضو گردان تخريب شده بود. اوايل جنگ بود و خرمشهر آزاد شده بود. وقتی چهره معصومانه و کودکانه اش بر روی تلويزيون نقش بست؛ صحبت هايش به نوجوانان نمی ماند؛ مثل يک مرد پخته حرف می زد. امام خميني؛ هم آن شب مصاحبه او را از تلويزيون ديد و خواست تا او را ببيند. امام مهرداد را که ديد، بازوی او را بوسيده بود و او هم دست امام را. او در سال 1366 در عمليات کربلای 4 در جزيره «ام الرصاص» شهيد شد و پيکرش پس از سه سال پيدا شد.

 از جان زندگی چه می خواهيم؟!

 اگر بخواهيم از تک تک شهدا و شغل شان بگوييم، خودش می شود چندده کتاب، وزير، نماينده مجلس، دانشجو، گزارشگر، خبرنگار، راننده کاميون، بنا، نقاش، آشپز و ... همه آن ها با وجود داشتن موقعيت های متفاوت، يک هدف مشترک و مقدس داشتند که آن هدف حتماً پشت ميزنشينی نبود! اين هدف آن قدر برايشان بزرگ و مقدس بود که اين موقعيت ها را گذاشتند برای کشته مرده های همان ميزها و موقعيت ها. حالا تصميم با ماست که کلاه مان را قاضی کنيم و ببينيم از جان زندگی مان چه می خواهيم.

AWT IMAGE

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 1:9  توسط مجید محبی | 
حسود  تصور می کند


             چنانچه پای همسایه اش بشکند ،


                                               او بهتر می تواند


                                                                 راه برود !!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 20:29  توسط مجید محبی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من مجید محبی متولدشهرستان گراش دانشجوی علوم تربیتی گرایش آموزش و پرورش دبستانی وپیش دبستانی دانشگاه شیراز ورودی87.هدف از ایجاد این وبلاگ بیشترایجاد شور وانگیزه ،ارتقای سطح کیفی وکمی ،بهبود فعالیتها ووضعیت تحصیلی دانش آموزان ودانشجویان در تمامی مقاطع تحصیلی می باشد با ارائه نظرات وپیشنهادات ارزشمند خود مرا درپیشبرد هر چه بهتر این هدف همراهی نمایید.

پیوندهای روزانه
گریشنا/ماهنامه حمایت
دانشکده علوم پزشکی گراش
دانشگاه آزاد اسلامی گراش
مدیریت آموزش وپرورش گراش
اخبارفرمانداری شهرستان گراش
موسسه آبشار اندیشه گراش
بیمارستان امیرالمومنین (ع)
شهرداری گراش
خبرگزاری گراش من
اطلاع رسانی علی اصغر حسنی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
پیوندها
شبکه بهداشت ودرمان گراش
اداره ورزش وجوانان گراش
قصص/حامد نوروزی
سفیر جوان/حجت عابدی
دیوارنویس /محسن عبداللهی
یک گراشی/سعیدعالمی
کارت زرد/عبدالله واسطه
گذرگاه ممسنی/محسن ضرغامی
مجله دهفیش /مهدی محمدی
نسیم کاریان کهن
انجمن معماران جوان/ مهندس جواد اسدي
دبیرستان شبانه روزی ولیعصر(عج)/گراش
رویدادشهر
فداغ نیوز
هوشبری 89
شاید/محمدحسن جعفری
قطعیت/مرتضی شمالی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM